Kamrooz.com
امروز : شنبه28 مهر 1397 برابر با 9 صفر 1440 و 20 اکتبر 2018

    

 

 

 

 

 

 

 

Get our toolbar!

امريكا به دنبال «انقلاب» زدايي از سياست خارجي ايران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

امريكا به دنبال «انقلاب» زدايي از سياست خارجي ايرانجعفر تكبيري- مذاكره مستقيم... اين پيشنهادي بود كه جو بايدن معاون رئيس‌جمهور امريكا در اجلاس امنيتي مونيخ ارائه داد و اگرچه پيشنهادي تكراري براي جمهوري اسلامي بود اما بازهم توانست در داخل كشور جريان‌ساز شود و برخي گروه‌ها را به سمت خود جلب كند. گروه‌هايي كه بدون درنظر‌گيري مسئوليت‌هاي خود و مراتب تصميم‌گيري در كشور ضمن ابراز خوشحالي از اين سخن، به صورت غيرمستقيم نيز قول‌هايي براي نشستن پشت يك ميز به مقامات امريكايي داده بودند. افرادي كه رهبر انقلاب از آنها به عنوان «ساده‌لوح» ياد كردند. اما در طرف ديگر، واقعيت غيرقابل انكار در پشت پرده اين ارائه مستقيم پيشنهاد مذاكره وجود داشت؛ واقعيتي كه خود امريكايي‌ها نيز مدت‌ها به دنبال آن بودند و مي‌كوشيدند كه به گونه‌اي ضمن امتيازگيري از مقامات ايراني، افكار عمومي دنيا را به سمتي كه خود مي‌خواهند هدايت كنند؛ سمت و سويي كه بر اساس آن فشار به مركز تصميم‌گيري‌هاي كلان كشور را دنبال مي‌كنند تا اين مركز را در عملي انجام شده قرار دهند؛ مركزي كه سياست‌هاي كلان كشور تحت‌نظر آن تدوين مي‌شود و بي‌شك تأثير مستقيمي در تغيير رويكرد كشور در خصوص مسائل كلاني نظير موضوع هسته‌اي و طرح رابطه با امريكا دارند. 

درك امريكايي‌ها از برد كلامي‌ رهبر انقلاب
تمامي اين وقايع در حالي است كه امريكايي‌ها به خوبي از محبوبيت رهبر انقلاب و برد كلامي ايشان در داخل كشور مطلع هستند و مي‌دانند كه جلب نظر اين رهبر ديني و سياسي در ايران مي‌تواند بسياري از معادلات را تغيير دهد؛ دركي كه با روي كار آمدن باراك اوباما و جمهوريخواهان در سال ۲۰۰۸ به آن دست يافتند و همين موضوع باعث شد كه باراك اوباما برخلاف ساير دولت‌هاي امريكا كه تلاش مي‌كردند رؤساي جمهور و ديپلمات‌هاي ايراني را مورد خطاب خود قرار دهند، به سمت سخن گفتن با رهبر انقلاب پيش برود. اگرچه اين سخن گفتن نيز نتوانست تأثيري در تغيير سياست‌هاي انقلابي جمهوري اسلامي بگذارد.
در همين خصوص گفته مي‌شود كه باراك اوباما در اواخر سال ۸۷ و چند ماه پس از به دست گرفتن قدرت در ايالات متحده نامه‌اي را به رهبر انقلاب مي‌نويسد؛ نامه‌اي كه بازتابي در ميان رسانه‌ها نداشت و حتي برخي افراد نيز به دنبال تكذيب آن رفتند اما مقام معظم رهبري در سخنان نوروزي خود در سال ۸۸ در مشهد مقدس، خبر از دريافت اين نامه دادند و در پاسخ به آن عنوان كردند كه امريكا به سمت اعتمادزدايي مي‌رود نه اعتمادزايي.
همين واكنش عمومي مقام معظم رهبري به نامه باراك اوباما باعث شد كه وي بار ديگر دست به قلم شود و در ارديبهشت سال ۸۸ و پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري نامه ديگري به مقام معظم رهبري بنويسد، بلكه بتواند پس از ۳۱ سال، از لابه‌لاي اين همه خصومت راهي به سمت دنياي ايران بگشايد؛ ايراني كه هر روز بر تأثيرگذاري‌اش در منطقه افزوده مي‌شد و امريكايي‌ها خوب اين موضوع را درك كرده بودند كه براي كنترل اين روند كه در ادامه منجر به شكل‌گيري بيداري اسلامي شد، بايد ايران را پاي ميز مذاكره بكشانند.
در همان زمان يكي از سايت‌ها در خصوص اين نامه نوشت كه هرچند هنوز مفاد و جزئيات نامه اوباما پخش نشده است، ‌ولي برپايه برخي شواهد، حدس زده مي‌شود كه رئيس‌جمهوري امريكا خواهان باز شدن راهي براي آغاز مذاكرات ايران و امريكاست. اين سايت البته خبر داد كه «رهبر انقلاب، همان هنگام پاسخ‌نامه اوباما را همراه با استدلال‌هايي فرستادند.» 

قلم‌فرسايي‌هاي بي‌نتيجه

اين روند نامه‌نگاري باراك اوباما نتوانست باعث تغييري در رويكرد جمهوري اسلامي شود. دليل آن نيز بسيار مشخص بود چراكه امريكا در كنار تمام اين روندهاي نمايشي براي مذاكره از سوي ديگر زبان تهديد نظامي گشوده بود و در كنار آن هم هر روز بر دامنه تحريم‌هاي سنگين خود كه مستقيماً اقتصاد مردم ايران را هدف گرفته بود، پافشاري مي‌كرد. همين رويكردهاي دوگانه و عدم‌تغيير در روند رفتاري ايالات متحده بود كه باعث شد تمام قلم‌فرسايي‌هاي آنان بي‌نتيجه باقي بماند و جمهوري اسلامي همچنان در مسير قبلي خود، حركت كند. البته اخيراً نيز پس از همين پيشنهاد مذاكره بود كه مقام معظم رهبري واكنشي صريح به آن نشان دادند و با عنوان كردن اينكه «من ديپلمات نيستم بلكه يك انقلابي هستم و سخنان خود را صريح مي‌گويم» عملاً آب پاكي را روي دستان امريكايي‌ها ريختند و سخن از عدم‌تغيير رويكرد و ادامه روند قبلي حركت انقلاب به ميان آوردند. 

تمامي اين فعل و انفعلات و عدم‌نتيجه‌گيري امريكايي‌ها براي كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره باعث شد كه آنها تلاش تازه‌اي را براي خارج كردن رويكرد انقلابي از سيكل ديپلماسي ايران آغاز كنند. اين در حالي بود كه پيش‌تر نيز در جريان وقايع سال ۸۸، بخش عمده‌اي از حملات متوجه شخص رهبر انقلاب شده بود و در اين خصوص تجربياتي نيز داشتند بنابراين امريكايي‌ها اين روزها پس از ناكامي در جلب نظر رهبر انقلاب براي نشاندن ايران پاي ميز مذاكره، تمامي تلاش خود را به كار بسته‌اند تا اين جايگاه كاريزماتيك كه نفوذ زيادي نيز در ميان عموم جامعه ايران دارد را كنار بگذارند و با مذاكره كردن با برخي افراد كه سمتي پايين‌تر و شايد بي‌ارتباط با اين روند دارند، عملاً جمهوري اسلامي را در عملي انجام شده قرار دهند، از اين رو با پيش كشيدن رسمي موضوع مذاكره مستقيم با ايران، باعث انجام برخي تحركات داخلي شدند. در اين ميان جرياناتي نيز كوشيدند با دست گرفتن اين سوژه، شكستن تابوي رابطه با امريكا را به نام خود تمام كنند و از اين مسير اسم و رسمي براي خود مهيا كنند تا تمام سوءمديريت‌هاي خود را بپوشانند. گرچه رفتار مردم ايران در جريان راهپيمايي ۲۲بهمن نشان داد كه نظري برخلاف ديدگاه اين جريانات دارند.

 

اضافه‌ كردن نظر